بدون هنر در سبد خرید
انکار> هنرمند

هنر خیابانی گرافیتی، چاپ، نسخه اصلی، مجسمه‌سازی و نقاشی‌ها را از هنرمند انکار بخرید.

انکار یک هنرمند کانادایی است که هنرهای آئروسل و استنسیل را تجربه می کند، در حالی که زمینه های اصلی علاقه او مصرف گرایی، سیاست و شرایط انسانی در جامعه امروزی است. نام مستعار و آلتر ایگوی که او انتخاب کرد به خودی خود نشان دهنده قصد او برای انتقاد از سیاستمداران، تبلیغات و رسانه هاست که عموماً ما را با اطلاعاتی بمباران می کنند که ما از آن بی خبر هستیم یا حتی در حال انکار هستیم. دانیل جوزف بمباردیه، همانطور که نام واقعی او است، برای اولین بار در اواخر دهه 1990 در صحنه هنر خیابانی فعال شد و از آن زمان نام مستعار او "انکار" با بیش از 500 برچسب، پلاکارد نقاشی دیواری و موارد دیگر در سطح جهانی ایجاد شد. با استفاده از کاراکترهای عددی[ایمیل محافظت شده]". رسانه ها و وسایل استفاده شده توسط هنرمند از نقاشی با اسپری آئروسل گرفته تا چاپ و از مجسمه سازی تا خلاقیت های چوبی متفاوت است. مضمون آثار او به همان اندازه متنوع است و از نقد سرمایه داری و برندهای بزرگ تا تمسخر نظریه پردازان توطئه را شامل می شود.

مرتب سازی:

خرید آثار هنری پاپ مدرن گرافیتی انکار

بر اساس هنر انکار می توان عناصر پاپ آرت را شناسایی کرد. انکار مانند بسیاری از هنرمندان نسل خود، هنر پاپ را می پذیرد و با گنجاندن مضامین مرتبط در آثار هنری خود به آن ادای احترام می کند. در نتیجه، هنر او شامل لوگوهای برند، ارجاعات انرژی هسته ای، تئوری های توطئه، زیبایی شناسی نوآر و در بسیاری از موارد، پرچم آمریکا، به ویژه به عنوان علاقه مند به آثار هنری او است. این سلسله مضامین رنگارنگ، به نوعی توسط هنرمند از یک سو به عنوان آیینه در جهت ارائه مسائل معاصر و از سوی دیگر به عنوان سلاحی برای مقابله با آنها استفاده می شود.

اگرچه رویکرد او ممکن است گاهی نهیلیستی به نظر برسد، نظرات زیر در مورد اهداف هنرش آشکار می‌شود: «کار من از عذاب قریب‌الوقوع و بسیاری از مضامین شوم سخن می‌گوید، اما این به این معنی نیست که من اصلاً آرزو دارم این اتفاق بیفتد. . امیدوارم کار من خلاف این را نشان دهد: نشان دادن مضحک بودن همه چیز و اینکه چگونه ممکن است راه حل های بهتری برای آینده پیدا کنیم. اوضاع باید تغییر کند و این چیزی است که من معتقدم کار من واقعاً به آن صحبت می کند."

اساساً، او واقعیتی را که هم او و هم ما در حال تجربه آن هستیم، از طریق برخی از نمادین ترین نمادهای فرهنگ غرب، طنز می کند. از لوگوی کوکاکولا، سوپرمن و باگز بانی گرفته تا عطرهای کانال و کارت‌های اعتباری، او از چنین محصولات فرهنگی با هدف بیانیه‌ای علیه سیستمی استفاده می‌کند که آنها را به وجود آورده است. در نتیجه، او آنها را مجدداً متنی می کند و آنها را از محصولات تجاری به میراث فرهنگی خود تبدیل می کند.

این هنرمند از آگاهی اجتماعی بالایی برخوردار است و از طریق آثار خود سعی در تحریک مخاطب خود دارد. او به نوعی می‌خواهد از طریق تحریک بصری کارش و استفاده از کلمات خودش، آگاهی را در مورد مسائل معاصر افزایش دهد: «شما می‌توانید به معنای واقعی کلمه در اطراف خود نتایج مستقیم بسیاری از موضوعاتی را که کار من بررسی می‌کند ببینید. بی خانمانی، بیکاری، تصرف مسکن، دسترسی به غذای سالم و مقرون به صرفه، پراکندگی شهرها...».

یکی دیگر از جنبه های کار انکار، طنز است. کار او طنز است، که در تعریف به این معناست که از طنز به عنوان مکانیزم مقابله استفاده می کند. "طبق تجربه من، اگر بتوانید کسی را بخندانید، می توانید او را به فکر فرو ببرید. من در برخی از آثارم برای این واقعیت، برای باز کردن دیالوگ از طنز استفاده می کنم. من واقعاً نمی دانم چرا مردم کارهای من را می خرند، اما از داشتن طرفداران و مجموعه دارانی که به تداوم کار من کمک می کنند سپاسگزارم. اگر بخواهم حدس بزنم، می‌گویم که آن را می‌خرند، چون آن را دریافت می‌کنند، دریافت می‌کنند که همه چیز باید و می‌تواند متفاوت باشد، آنها به آینده‌ای بدون بی‌عدالتی/رنج انسانی اعتقاد دارند که لحن زیربنایی نهایی کار من است.» در مصاحبه ای در سال 2006

طبیعتاً، این هنرمند به عنوان یکی از برجسته‌ترین چهره‌های هنرمندان پاپ معاصر تکامل یافته است، که با این وجود همچنان مرتبط باقی می‌ماند و علاقه‌مند به تولید تفسیرهای تامل برانگیز است. او سابقه ای طولانی در کشف مرزهای تصاحب دارد که از آن به عنوان وسیله ای برای براندازی ارزش محصولات فرهنگی که در حافظه جمعی تمدن غرب نقش بسته است استفاده می کند. به عبارت دیگر، کار او تماشاگر را دعوت می کند تا جامعه دیستوپیایی ما را به عنوان راهی برای مقابله با آن، با طنز و کنایه به عنوان بزرگترین ابزار هنرمند، دوباره تصور کند.

در این طیف، هنر انکار شدیداً سیاسی و اجتماعی است، زیرا هنرمند در برابر موضوعاتی مانند سرمایه داری، فرهنگ مصرف و تبلیغات موضع‌گیری می‌کند. مهمتر از آن، این هنرمند از انتخاب ها و انگیزه های خود آگاه است: «من دوست دارم خودم را به عنوان هنر پاپ فعال بدانم. نحوه ارتباط من با کارتون‌ها و گرافیک‌ها بسیار ساده‌تر از چیزهای واقعی است. من عاشق ارجاع دادن به چیزهایی هستم که مردم با آن آشنا هستند. با شوخ طبعی و نوستالژی، می توانید ارتباط را باز کنید. من سال‌ها این کار را انجام داده‌ام، از عناصر طنز و آشنایی برای باز کردن دیالوگ استفاده کرده‌ام، زیرا در این صورت می‌توانید در برخی از موضوعات واقعی و چیزهای مختلفی که می‌خواهید در کارتان منتقل کنید، لغزش کنید. شما برای آگاهی و تجربه افراد نسبت به اینکه چگونه هنر شما را به کار می برند، جریان بازتری دارید. اگر می توانید آنها را وادار کنید که به آن بخندند، چیزی را به خاطر بسپارید یا با تصویری ارتباط برقرار کنید. سپس، آن‌ها بزرگ‌نمایی می‌کنند و تمام جزئیات پنهانی را که من در آنجا قرار داده‌ام، می‌بینند.»

در دنیای انکار، حافظه مهم است، زیرا اساس کار اوست، زیرا به طرز نوستالژیکی مخاطب را تشویق می‌کند تا با آن درگیر شود. در نتیجه، هنر او به همان اندازه آشنا و آزاردهنده است، زیرا ناراحت‌کننده‌ترین بخش‌های جامعه را نشان می‌دهد، همان‌هایی که ما در «انکار»شان هستیم. هنر او هوشمندانه، طنزآمیز و مملو از کنایه است و در چند کلمه پوچی جهان را در بر می گیرد و فراخوانی آشکار به مخاطبان خود می دهد تا ارزش ها، مادیات و معناهای سیستمی اجتماعی را درگیر و تأمل کنند.