بدون هنر در سبد خرید
جاش کییز> هنرمند

گرافیتی هنر خیابانی هنرمند جاش کییز، هنر مدرن، چاپ، اصل، مجسمه‌سازی و نقاشی را بخرید.

جاش کیز در دنیای سوررئالیسم و ​​رئالیسم به یک اندازه وجود دارد. مهم نیست که چقدر متناقض به نظر می رسد، هنر او موفق می شود دقت فیزیولوژیکی و فوتورئالیسم شدید را با مناظر و تعاملات اکو-سوررئالیستی متعادل کند. کار او برای ما آشنا و در عین حال آزاردهنده به نظر می رسد و به عنوان یادآوری هشدار دهنده از انحطاط زمین عمل می کند. جاش کیز که در خانواده ای هنرمند به دنیا آمد، تشویق شد تا به عنوان یک هنرمند حرفه ای را دنبال کند و در مدرسه موسسه هنر شیکاگو و دانشگاه ییل تحصیل کرد. از نقاشی‌های بوم گرفته تا مجسمه‌ها، هنر کییز به دلیل توجه فوق‌العاده به جزئیات و رئالیسم مورد ستایش قرار گرفته است. ممکن است کسی کارش را با کلاژ و عکس اشتباه بگیرد، اما نگاهی دوباره به آثاری که خلق می‌کند، دقت واقع‌بینانه آن را برجسته می‌کند. این تصاویر بسیار دقیق از اشیایی که او خلق می‌کند، معمولاً حیوانات، در تضاد تکان‌دهنده‌ای با سوررئالیسم فضای عمومی است. این شاید بارزترین ویژگی هنر او باشد. دنیای جاش کیز یک دیستوپیا اکو سوررئالیستی است که در آن حیوانات از محیط طبیعی خود محروم شده و مجبور به نقل مکان شده اند. ساخته های او شامل حیوانات سرگردان در جهانی است که توسط انسان ها ویران و رها شده است. 

آثار هنری پاپ مدرن گرافیتی جاش کیز را بخرید

در نتیجه، ماشین‌های خراب، فضاهای خالی و برچسب‌های گرافیتی از مضامین رایجی هستند که هنرمند از آنها برای القای حس انحطاط و ویرانی استفاده می‌کند. آخرین ساکنان زمین، حیواناتی هستند که اکنون فضاهایی را که در گذشته تحت سلطه انسان ها بوده، تسخیر کرده اند. آثار او نسخه ای از دنیای ما را نشان می دهد که از فعالیت مداخله ای انسان ها رنج برده است.

این اسطوره و بینش تیره کییز است. او از طریق کار خود بی تفاوتی انسان ها را در مقابل نابودی تدریجی سیاره به هجو می کند. گرم شدن کره زمین، آلودگی هوا و آلودگی اقیانوس ها از جمله مسائلی است که کیز در آثارش به طعنه به آن می پردازد. به گفته این هنرمند بهای بی تفاوتی ما انقراض گونه ماست. با ناپدید شدن انسان ها، مناظر منزوی در طول زمان توسط پوشش گیاهی بلعیده می شوند یا در زیر آب بیش از حد رشد می کنند.
گرافیتی یکی از آخرین شواهد باقی مانده از حضور انسان سابق است. بنابراین، گرافیتی در هنر کیز دارای اهمیت نمادین است، زیرا این مفهوم را به همراه دارد که ما، انسان‌ها، قبلاً اینجا بودیم، اما دیگر نه. این درک تحریک‌کننده و در عین حال نگران‌کننده است و علاقه هنرمند را به بیان دیدگاه‌های شخصی خود در مورد بحران محیط زیست نشان می‌دهد. هنگامی که از این هنرمند در مورد گنجاندن گرافیتی در آثارش پرسیده شد، این هنرمند چنین اظهار نظر کرد: "من گرافیتی را در اطراف شهر در پورتلند، اورگان پیدا کردم. گاهی اوقات دستم را در یک برچسب امتحان می کنم اما آنقدرها هم عالی نیستم. سعی می کنم گرافیتی را پیدا کنم که غنایی باشد، تقریباً مانند نقاشی انتزاعی، شارژ داشته باشد. من رنگ تگ ها را تغییر می دهم تا روابط هماهنگ با تصاویر ایجاد کنم.

هنر او بر اساس یک تضاد قابل توجه است. رئالیسم فیوز باعث می شود بیننده تصویر را شناسایی کند و با آن احساس آشنایی کند. از سوی دیگر، سوررئالیسم نقشی طنز بازی می کند و احساس اضطراب را برمی انگیزد، زیرا شاهد تبدیل مناظر آشنا به دیستوپیای تغییر شکل یافته، واقعیتی پسا آخرالزمانی هستیم. این ترکیب عجیب و ناسازگار طبیعی و غیرطبیعی، ساخته دست بشر به عنوان روشی برای بیان دغدغه‌های کییز در مورد تغییرات آب و هوایی کنونی جهانی و تأثیر انسان بر محیط‌زیست استفاده می‌شود.

این دغدغه از طریق نمایش حیوانات گم شده و جابجا شده از محیط های طبیعی خود برجسته می شود. آنها در خطر هستند و از اکوسیستم طبیعی خود دور هستند و در موقعیت های خارق العاده دیورامیک جابجا می شوند. او می‌گوید: «حیوانات از صفحه‌های کتاب طراحی من گاهی به‌عنوان مطالعات منحصربه‌فرد بیرون می‌آیند که فضایی نموداری را اشغال می‌کنند، در حالی که دیگران در مناظر دیستوپیایی مانند نمونه‌ها یا دیوراماهای یک موزه مرموز تاریخ طبیعی سرگردان هستند».
کییز در مورد گسترش شهری بدبین است و تأثیر آن بر طبیعت این است که قصد او این است که این سؤال را مطرح کند: اگر انسان ها همچنان به محیط های روستایی ما دست درازی کنند، آینده چه خواهد داشت؟ پاسخی که این هنرمند ارائه می دهد، کار او است، که بر اساس این ایده است که سیاره ما یک سیستم پیچیده است و حضور انسان می تواند به طور غیرقابل برگشتی برای آینده زمین تعیین کننده باشد. به عبارت دیگر، کار او ایده‌های او را در مورد زوال محیطی امروزی منعکس می‌کند: «کار عجیب و خزنده است، این احساسی است که من در مورد جهان این روزها دارم. ایده های پشت کار ترکیبی از تجربیات شخصی و نگرانی های عمومی، سیاسی و محیطی است. بسیاری از قطعه ها/تصاویر مانند صفحاتی از یک دفتر خاطرات هستند، برخی دیگر پاسخ مستقیم به تیترهای روزنامه امروز هستند.

زمینه نظری کار او با مضامین اساطیری و فولکلور - به ویژه افسانه ها و داستان های بومیان آمریکا - و تصویرسازی که بین رویاها و کابوس ها وجود دارد به منظور بیان یک اضطراب و عدم اطمینان وجودی عمیق مرتبط است. در دیستوپیای کییز، طبیعت به شیوه ای انتزاعی و ناراحت کننده با زندگی شهری در تعامل است که از نظر زیبایی شناختی تصاویر کتاب های درسی علمی و نمودارهای آناتومیک را به یاد می آورد.
در عین حال، یکی از بزرگترین تأثیرات هنرمند خود واقعیت است. «کار من به تکامل و رشد ادامه می‌دهد و بازتاب رویدادهای زندگی من و دنیای اطرافم است. من به این اثر به عنوان یک جهان یا داستان خیالی فکر می کنم که بر اساس واقعیت است. از این گذشته، او در تاکوما، واشنگتن بزرگ شد و شاهد نابودی جنگل های اطراف توسط صنعت چوب بود. در نتیجه، رویدادهای معاصر نیز منبع الهام کییز هستند و با حساسیت او در مورد مسائل زیست محیطی مرتبط هستند.

دنیای ترکیبی که کیز ایجاد کرده است، گام هایی بر روی سوررئالیسم و ​​فوتورئالیسم ایجاد کرده است، ترکیبی که بینندگان را ناآرام می کند و باعث می شود ما احساس ناامنی کنیم و در معرض آینده ای نامطمئن و شیطانی باشیم. در هسته کار، نگرانی برای بقای ما و آینده زمین وجود دارد. آثار او پیچیده و بسیار شخصی است و تأثیر فیلم‌های علمی تخیلی، رمان‌های دیستوپیک، فولکلور و مسائل و رویدادهای معاصر را بازتاب می‌دهد. نتیجه، تقابل هشداردهنده و در عین حال فریبنده ای بین طبیعت و انسان ساخته است که به درستی جاش کییز را به عنوان یکی از نمادین ترین هنرمندان اکو-سوررئالیست زمان ما معرفی می کند.